خرید بک لینک
از این معماری بینظیز ...این موضوع رو خیلی وقت بود میخواستم بنویسم که سالهای اینده بیام بخونم و روحیه م شاد بشه..داییم یه خونه ی قدیمی داشتن بعد اومدن اون خونه قدیمی رو نگه داشتن،خونه کلنگیه (البته اون خونه اشپزخونه و دستشوییش جدا بود یه سمت دیگه بود ،پذیرایی و اتاقاشم یه سمت دیگه بودن که اینارو ریختن ) ولی یه خونه دیگه هم تو حیاطشون درست کردن اون قشنگه ،پله میخوره میری بالا و وارد خونه میشی .. یعنی الان توی حیاطشون دوتا خونه هست در واقع..و باز هم دستشوییشون بیرون(دستشویی خونه خودمونم تو حیاطه)ولی تفاوتی که دستشویی خونه دایینا با بقیه خونه ها داره اینه که دستشوییش اندازه یه اتاق خوابه..حالا من با کمی اغراق میگم اتاق خواب ولی واقعا چیزی از اتاق خواب کم نداره.. شاید یه کمی از اتاق خواب کوچیکتر باشه..یعنی تصور کنید در دستشویی روکه باز میکنی یه فضای بزرگی رومیبینی که یه سنگ وسطشه ،بعد درشم قفل نداره .. گفتن این چیزا خوبیت نداره وگفتنش زشته ولی دیگه میگم ..وقتی میری دستشویی درشم خو قفل نداره همش باید استرس بکشی کسی بی هوا نیاد داخل، اگه به فرض کسی بخواد بیاد داخل اونقد مسافت زیاده که باید بدوی تا به در برسی ،خلاصه اصلا ارامش نداری ..یه افتابه مسی هم دارن اینقد سنگینه فکر کنم ۱۰کیلو وزنشه ..من همش به دختر داییم میگم بیاد نگهبانی بده تا من برم دستشویی،به دختر داییم گفت ایده این دستشویی از کی بوده گفت خودمونم گفتیم این چه دستشوییه که درست کردن ..زمین زیاد اوردن دستشویی رو بزرگ کردن میتونستن با این همه فضا یه خونه با حیاط خیلی بزرگ و دلباز درست کنن ..اینم نتیجه فکر نابخردانه ...

برچسب: نویسنده: مینا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 23:48

فردا باید برگردم و از شنبه صبح زود دوباره برم سرکار..این چند وقت اومدم اینور خوابم بهم ریخت دیرتر بیدار میشم حدودا ۱۱بیدار میشم ...همش خونه بودم خوش گذشت ،چقدر اینجا خوبه امکانات خونه بیشتره بزرگتره ..حوصلت سر بره میری تو باغ حالو هوات عوض میشه ..اینجا یه خوبی هایی داره اونجا هم یه خوبی های دیگه داره ..عصر باخواهرم میرم بازار ضدافتاب و یه کم خرید دارم ..ارایشگاه برم..دیروز موهامو رنگ کردم افتضاح شد ،توکاتالوگش یه رنگ دیگه بود رو موها من به چیز دیگه دراومد..چون موهام قبلا مشکی کردم باید فعلا این رنگهارو تحمل کنم تا چند ماه دیگه بتونم یه لایت خوب دربیارممن موی یکدست مشکی دوست دارم ولی چون چندساله مشکی بودم دلم تنوع میخواد..سعی میکنم این رنگ موهامو تحمل کنم نشد یه ۴ میزنم الان میوه هارو شستم گذاشتم تو یخچال ،اومدم تو اتاق نشستم یه کم خنک بشم بعد برم ظرفارو بشورمظرفارو معمولا تو حیاط خلوت میشوریم اونجا هم گرمهسگمون منو میبینه یه طوری به من نگاه میکنه ،میدونه میترسم نزدیکش بشم ،با به حالت شرمندگی انگار نگاه میکنه قیافش یه طور مظلوم میشه ..من از تو حیاط داشتم می اومدم تو خونه منو دید هی نگام کرد بعد پاشد رفت تو اتاق نشست

برچسب: نویسنده: مینا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 23:48

دقت کردید مردم چه زن چه مرد چه پیاده چه سواره تو پکوپوز ادمن ..چشونه خدایی ..چه اخلاق زشتیه واقعا بی فرهنگیه ..همینطور زوم میکنن رو ادم ..نه یه نفر نه دو نفر نه سه نفر اصلا عجیب تعدادشون بالاست ..با خواهر میریم بیرون خواهر میگه مردم چشونه بهش گفتم تو یکی چیزی نگو خودتم همینطوریهزار بار بهش گفتم اینقد به مردم نگاه نکن زشته ولی گوش نمیده ،میگه میخوام تیپاشونو ببینم ،بهش میگم خو حالا دیدی چی گیرت اومداین مشکل همگانیه خیلیا درگیرشن ، همینطور سرتا پا و همه جا ادمو برانداز میکنن حتی زن ها .. همه تو ...همن انگارکاش این رفتار از بین بره

برچسب: نویسنده: مینا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 23:48

صفحه بندی